تبليغاتX
✖×✖بیا تو!♫♂♀♂

✖×✖بیا تو!♫♂♀♂

well-Done

و آخرسر نوبت به منم رسید...

اومدم واسه خداحافظی،همه دوستای گلم هر خوبی بدی دیدین حلال کنین.دلم ولسه همه تون تنگ میشه

LoVe all Of thoSe that visit my page

Bye-bye

زت زیاد

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 فروردین1390ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط مریمღ  | 

*EveRythinG's gonNa B AlRighT*

سلام!

دارم بهترین روزای زندگیمو میگذرونم وهمچنین واسه عید لحظه شماری میکنم.امسال سال تحصیلی خیلی سختی رو گذروندم پس دعا میکنم عید حداقل یه نتیجه ای ببینم وهیچکس نتونه عیدو خراب کنه.میدونین خیلی سخته آدم دلش واسه دوستاش تنگ بشه و نتونه باهاشون حرف بزنه ودقیقا همون موقعیتی که الان توش هستم دلم واسه نت ودوستام تنگ شده و نمیتونم بیام سر بزنم.امسال انقدر امتحان دادم که خدا میدونهـ ــ ـ

با سرماخودگی هام هم رکورد شکوندم توی مهر وآبان وآذر که 3بار تو دی 3بار!تو بهمن یه بار الانم دوباره مریضم.معدلم به نسبت بد نشد بهترین نمره هام هم فیزیک شیمی عربی زبان(البته این یکی باید 20 میشد با 9 سال خوندنش)زیست....بود.بقیش هم خوب بود و توی کارنامم نمره زیر 19 نداشتم(به جز یکی که اونم 18 بود)این ولنتاین هم بهترین ولنتاین عمرم بود وتونستم به کسایی که واقعا دوست شون دارم ابراز علاقه کنم و بدونم که چه کسایی واقعا دوسم دارن.دیشب تولد دوستم بودم خیلی خوش گذشت هر چند با هم صمیمی هم نبودیم.همیشه از آهنگای عربی بدم میومد اما جدیدا خوشم اومده(نه هر آهنگی)

از اکثر خواننده های ایرانی بدم اومده تهی که خدائیش با این آهنگ آخری همه کارای مثبت 2سال اخیرش رو خراب کرد-تتلو همچنان خوب پیش میره-رضایا هم که مث همیشه کارش ضعیف بود-اردلان وآرمین هم حدودا خوب هستن.بیباک و سعید کرمانی دارن پیشرفت میکنن و کارای آخریشون رو خیلی دوست داشتم.دیگه طولانی شد.همتون رو دوست دارم خدافســـــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

پ.ن::::دعا کنین سال نو رو خوب شروع کنم و سال خوبی واسم بشه.ایشالا سال جدید شما هم بهترین سال زندگی تون بشه.(به خصوص خواهرم که یه دنیا دوســ ـ ـ ـش دارم) loVe u AlL

+ نوشته شده در  جمعه 13 اسفند1389ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط مریمღ  | 

هنوز ۲۰ روز هم نشده که خدافظی کردم!دلم نمیاد اینجا رو بیخی شم...دو سال از بهترین سال ها با بهترین روزا رو اینجا گذروندم،مگه میشه به این راحتی دل بکنم؟!نمیدونم واسه کسی مهم باشه یا نه اما  من برگشتم!حاضرم با هر مانعی سرراهمه واسه ادامه عمر گرانبهای وبم روبرو بشم.برام مهم نیس که چقد دشمن یا حسود دارم چون این دفعه دیگه واقعا وبم و قدرتمند میکنم(به کوری چشم شون)

پشیمونم از اینکه آرزو کردم که زودتر بزرگ شم(گرچه هنوزم خیلی بزرگ نشدم)ولی خوب منظورم بزرگتر شدنــهـ.میخوام برگردم به اوایل شروع به کاروبم به اون موقعی که عاشق رپ بودم،عاشق رضایا آرمین طعمه و تهی و... اینا بودم.یادمه واسه بیرون اومدن کاراشون روزشماری میکردم!واسه مسخره ترین کلیپ هاشون خودمو میکشتم.اما حالا اصلا نمیدونم کاراشون کی میاد بیرون،چی هست الان بهترین آهنگا و شاخ ترین کلیپ هاشون هم به چشمم نمیان!اون روزا هیچ وقت امروزو حتی پیش بینی هم نکرده بودم...فکر نمیکردم یه روزی بیاد که از تهی متنفر شم،از آرمین دیگه خوشم نیاد .وتا این حد نسبت بهشون بی تفاوت شم.Any WaY.....

درکل خواستم بگم آدم حتی از فرداش هم خبر نداره میخوام مثل قبل برگردم به نت ووبم.میخوام وبم و بترکونم و کسی هم نمیتونه جلومو بگیره،نمیدونم هم هنوز هم دوست خوبی واسم مونده یا نه؟!چون بالاخره آدم واسه کوچکترین پیشرفت هاش هم به دوست خوب نیاز داره.اگه آره که کمکم کنین.

راستی قبلا خیلی ها ایمیل مو خواستن و من به دلایلی نمیتونستم اون موقع بهشون بدم اما الان اگه کسی میخواد بگه بهش بدم.دیگه داره طولانی میشه...به همه اونایی که این چند وقته فراموشم نکردن سر میزنم.فعلا بای

پ.ن::امتحان فیزیک و ریاضی و زیست رو دادم.تا حالاش بد نبوده اما میخوام عالی باشن.به قول آقا محمد خودم زودتر دلم تنگید وبرگشتمدعا کنین امتحانا رو خوب بدم!قول میدم زود زود سر بزنم.فعلا

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 دی1389ساعت 6:37 بعد از ظهر  توسط مریمღ  | 

دیگه حس آپدیت کردن نیست...شاید یه چند وقت نیام البته من که هیچوقت آپ نمیکنم اما این دفعه مدتش طولانی تر هست.لاو یو،برام دعا کنین
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 آذر1389ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط مریمღ  | 

سلام

دلم واسه وبم تنگ شده بود..اگه جواب نظرهاتون رو ندادم واقعا عذر میخوام سعی میکنم جواب همه رو بدم تو این چند روز!چه خبر؟این روزا چطور میگذره؟آهنگ های جدید هم زیاد اومده تنها دلیلی هم که به نت سر میزدم این چند وقت همین بوده اما هر وقت میخواستم آپ کنم نشده.دقیقا پارسال هم این موقع ها خیلی دیردیر آپ میکردم!این موقع سال اصلا حسش نیست ظاهرا.جالبه من دفعه قبل واسه آپم همه رو خبر کردم اما خیلی ها نیومدن جدا هرکدوم تون نمیتونین سر بزنین و انقدر سرتون شلوغه به من بگین که هم وقت خودمو صرف نکنم هم شما رو از لینک هام پاک کنم خلاصه از شاخ بازی بدم میاد.من خودم اصولا خاکی هستم و توقع دارم همه همون جوری که باهاشون رفتار میکنم جوابم رو بدن!قصد توهین ندارم.همین!بازم آپ میکنم.

                 *loV U!                                           

 پ.ن::به نگار جون با کلی تاخیر فوت پدربزرگش رو تسلیت میگم.دلم واسه همه تنگ شده بود!بای

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 آبان1389ساعت 3:49 بعد از ظهر  توسط مریمღ  | 

سلام!فکر کنم بالاخره وبم آپدیت شد.دیگه خودم هم دلم واسش تنگ شده بود....خوبین شما؟چه خبر؟

من هم مثل همیشه مدرسه و درس و....اصا وقت نمیکنم بیام نت نمیدونم چراهر روز تا ۴ مدرسم بعد میام خونه،دو روز تو هفته هم کلاس زبان و فرداش هم ۲۰۰ تا امتحان(از فیزیک و شیمی و زهرمار گرفته تا دین وزندگی و عربی و کوفت)نمیدونم از چی و از کی ولی خسته مـــــــ یعنی بریــــــــدم!زدم رو آهنگای قدیمی خفن مثلا(enrique hero,lIorio por ti...&backstreet boYz show me the meaning of being lonely)عجیب شدم جدیدا!همش تودارم و حرفام رو به هیشکی نمیزنم یعنی هیچ کس رو ندارم!بهترین دوستام و از دست دادمو همه رفتن مدرسه های دیگه.بقیه اونایی هم که موندن خیلی خوبن اما نمیتونم باهاشون راحت باشم.بدون استثنا هر شب هم بعد از کلی خستگی مدرسه و اینا handsfree تو گوشمه و گریه و دیدن view ساختمون پشتی از پنجره.هیچ مشکلی ندارم همه زندگیم هم آرومه مثل همیشه پیش میره اما من عوض شدم دوباره.....

به خیلی ها بیشتر از همیشه وابسته شدم.به دوستام به مامانم به داداشم....به اس ام اس بازیــــاما این حسی که جدیدا دارم ناامیدی نیست چون از مرگ که تا چند وقت پیش آرزوم بود،متنفر شدم.اونم فقط به خاطر یه مسافرت ۴ روزه!نمیدونستم یه سفر انقد تاثیر داشته باشه که دیدم رو عوض کنه.یه کم بی احساس شدم،خنده هام از ته دل نیست فقط یه تظاهره اما گریه هام از ته قلبــــمه.ببخشید اگه شما رو هم دپرس کردم من هیچ جای دیگه به اندازه ی وبم امنیت ندارم واسه نوشتن این چیزا.نه اینکه کسی کنترلم کنه و اینا خودم اینجا و شمارو بیشتر قبول دارم.دوست دارم تا آخر امسال به همه ثابت کنم که دیگه کاملا بزرگ شدم.دیگهـــــــــ همین.بیشتر از این وقت تون رو نمیگیرم.فعلا بایـــــ!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 11:14 بعد از ظهر  توسط مریمღ  | 

سلام!

ممنون از نظراچه خبرا؟من نرفتم عروسیالآن همه عروسی هستن به غیر از مادخترخاله هام هم رفتن کلی وقته همه شون و ندیدم....دلم حسابی تنگیده جمعه میبینمشونتا قبل از اول مهر هم باید اسباب کشی کنیم خونهــــ جدیدالان از عروسی ناراحتم از خونه  ی جدیدخوشحال نتیجه میگیریم که حالم خنثی میشودیعنی نه خوش حالم نه ناراحت.

امشب به طرز عجیبی منتظر اس ام اس ام یه نفر هستم اما تا حالا که خبری نشدهــــ...بهم الهام شده که اون طرف امشب اس میده اما هنوز نداده

باید وا۳ اسباب کشی هم آماده شیم.اتاق جدیدمو بیشتر ازاین دوست دارموای همین الان اس ام اس داد!بچم حلال زاده ستدیگه سعی میکنم ۳۰ام هم آپ کنم واسه تولدمسهیـــ میکنم همه رو خبر کنم....فعلا بااجازه!زت زیاد

پ.ن:::این هفته ی قبل از تولدم کلی دپرس بودم بهد همه آهنگ های EminEm رو گوش کردم ۱۰۰۰ بار تا حالم بهتر شدهتازه بعدشم هنگ کردممنتظر مدرسه ام بالاخره یه کم خوشم اومده ازش.کـــــــاشـــــ عروسی رفتهـــ بودمــــاز آبجی گلم نگار جون بابت تبریک گفتن تولدم تشکر مینمایم.گرچه هنوز کادوهامو کامل نگرفتم اما میدونم بهترین کادوی تولدم همین آپت بود خواهر نـــازمیه دنیا عـــــــــــاشقــــــــتمــــــــ مهربونخدافس

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 شهریور1389ساعت 2:12 قبل از ظهر  توسط مریمღ  | 

بازم سلام....

سلام!خوبین؟!

چهــــ خبرا؟چیـــــ کارا میکنین؟بابتــــ نظرایـــ پستــــ قبلیــــ واقعا ممنون.خیلیـــ به همتونــــ زحمتــــ دادمنظرا واقها رضایت بخشـــ بود مخصوصا انتقاد ها چونـــ خیلیـــ بهـــ دردم خوردنــــ!فدای همتون

از اوناییـــ هم کهــــ تعریفـــ کردهــــ بودنـــ هم ممنونـــ چونـــ کمیـــ بهـــ خودم امیدوار شدم!بهدشم final فرانسه و انگلیسی و دادم الان تا حدودی راحت شدم.انگلیسی که قبول شدم فرانسهـــ هم همینطور آخه سر جلسه امتحان فرانسه اینجوری بود:::من وسط سمت راستم احسان سمت چپم یه پسر دیگه جلوم محمدمهدی پشت سرم هم دیواروای پسر چپیه داشت از رو دست من مینوشت منم اون لحظه به خاطر استرس فکر میکردم خیلی سخته بعد امتحان گفتم من و این پسره سمت چپیه ترم دیگه دوباره با  هم قراره این ترم رو بخونیم!الان تا فهمیدم پاس شدم رفتم مامانمو بیدار کردم

خلاصه احتمالا اوون پسره هم پاس شدهباحال بود.تاحالا ۳روز روزه نرفتمشما چند روز رفتین؟راستی پیشاپیش فرارسیدن عیدفطررو هم تبریک میگمحس مدر۳ هم اصلا نیست!کاش یه کم بیشتر تعطیل بودیم.عروسی دختردایی مامانم هست بعد چون اینجا نیست و ما اسباب کشی داریم نمیتونیم بریم دعا کنین بشه چون خیلی دوست دارم برماگه بهتون بگم این روزا ۲۴ ساعت بیدارم باورتون میشه؟از صبح تا شب پای نتم بعد هم صبح خوابم نمیبره دوباره بیدارم تا شبخیلی کم خواب شدم هرکسی که میبینتم هم میفهمه.دیگه خیلی طولانی شد،شما هم یاد بگیرین نطرتون رو به همین طولانی بذارین.راستی مهم ترین خبر!۳۰ شهریور تولدمه یادتون نره.(حتما دارین میگین چه پررو نه؟)یه عکس از اردلان و آرمین و .. هست.(بدون آدرس گذاشتم تا هر کی دلش خواست بدزدتش با آدرس خودش بذاره تو وبش)عکس تتل و به سرو تقدیم میکنم(پست ویرایش شد هر کی عکسو خواست بگه تا بذارم چون میترسم الکی ف*ی*ل*ترم کنن)

قربانتون فیلا بای!

پ.ن::::خدا شکرت به خاطر همه اتفاقای خوب این اخیر!خیلی هارو که یه مدتی از دست شون داده بودم رو دارم به دست میارم.thx God!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 شهریور1389ساعت 3:33 قبل از ظهر  توسط مریمღ  | 

سلام!حالتون خوبه؟

ممنون که بازم اومدین.واسه این آپ قول دادم همه رو خبر کنم چون واسم مهمه!فقط خواهشا لااقل این دفعه نظرای بی ربط ندین مثل:::آپم بیا...تبادل لینک....خواهش میکنم.دو تا نظرسنجی کوچک اما مهم هست،میتونین اگه نمیخواین بشناسمتون یا بهتره بگم نظر واقعی تون رو بدونم!

ن.ظ۱::من چه جور دختری هستم؟نمیخواد کامل توضیح بدین که خسته شین فقط هر کدوم از این کلمه ها واسه وصف اخلاقم فکر میکنی بهتره رو بگید!میتونید چند تاشون رو بگین

۱.مغرور ۲.مهربون ۳.حسود ۴.بدون اعتماد به نفس ۵.خسته کننده ۶.بداخلاق ۷.بی فکر ۸.بدجنس ۹.بی احساس ۱۰.خوش برخورد ۱۱.ظاهر نما

ن.ظ۲::به نظرتون وبم از ۲۰ امتیاز چه امتیازی داره؟اگه امتیاز کمی داره(که مطمئنآ همینطوره)علت پایین اومدن امتیازشو هم ذکر کنین!

تشکر بابت صرف کردن وقت گرانبها تون واسه من!c U so0n

 

+ نوشته شده در  جمعه 5 شهریور1389ساعت 3:57 قبل از ظهر  توسط مریمღ  | 

vaghti aZ khoda chiZ talaB mikoniD khoda tanha bakhshI az an ra anjam midahad k dar tavane shoma nist

بدون شرح!!این جمله وا۳م خیلی جالب بود گفتم به شما هم بگم!این الآن جنبه آپ نداشت جنبه ی statue یاهو مسنجر  رو داشت.نماز روزه هاتون قبول خوشگلام

 

پ.ن::ارغوان جوون توی پست قبلی شکایت داشت چرا اسم بقیه رو نبردم!خواستم اسم شو بیارم که فکر نکنه من به فکرش نیستم....من ارغوان و نگار و جای خواهر نداشتم دوست دارم(قابل توجه آبجی ارغوان**)loVe alL oF U!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 شهریور1389ساعت 3:56 قبل از ظهر  توسط مریمღ  |